۱. Pie Chart
نمودار دایره ای (Pie Charts) به سازماندهی و نمایش داده ها به عنوان درصدی از کل کمک میکند. این نوع visualization از یک دایره برای نشان دادن کل استفاده میکند، و برشهایی از آن دایره یا “pie” برای نشان دادن دستههای خاصی که کل را تشکیل میدهند، استفاده میکند. این نوع نمودار به کاربر کمک میکند تا رابطه بین ابعاد مختلف (مثلاً دستهها، محصولات، افراد، کشورها و غیره) را در یک زمینه خاص مقایسه کند. معمولاً نمودار دادههای عددی (اندازه گیری) را به درصدهایی از مجموع کل تقسیم میکند. هر برش نشان دهنده نسبت مقدار است و باید بر این اساس اندازه گیری شود.
چگونه Pie Charts را بخوانیم؟
برای خواندن pie chart، باید مساحت، طول قوس و زاویه هر برش را در نظر بگیرید. از آنجایی که مقایسه برشها دشوار است، سازماندهی معنادار کلیدی است. برشها در pie chart باید به روشی منسجم، معمولاً از بزرگترین تا کوچکترین، سازماندهی شوند تا تفسیر را برای کاربر آسانتر کند. از بزرگترین قطعه شروع کنید و به کوچکترین آن بروید تا دادهها را به درستی درک کنید. رنگ برشها باید با بلوکهای مربوط به خود در علایم مطابقت داشته باشد.
به طور کلی، کل (یا مجموع مقادیر کمی یا برشها) در pie chart فهرست نشده است. معمولاً، میتوان آن را در متن نزدیک نمودار، جدولی که اندازهگیری دادههای خاص را توضیح میدهد، یا به عنوان یک BAN جداگانه در داشبورد دیگری فهرست کرد.
pie chart سه بعدی به سختی خوانده میشوند و گمراه کننده هستند. از آنجایی که تفسیر pie chart به مساحت، طول قوس و زاویه هر برش بستگی دارد، یک نمایش سه بعدی از این نوع نمودار، دایره را کج میکند و درک بصری شما را از برشهای آن منحرف میکند. استفاده از یک نمودار سه بعدی pie chart میتواند مقایسه دقیق دستهها را به دلیل عدم تعادل بصری که میتواند بین برشها وجود داشته باشد، تقریبا غیرممکن کند.
Pie Charts از چه نوع analysis پشتیبانی میکند؟
pie chart باید برای نشان دادن رابطه اجزای مختلف با کل استفاده شوند. آنها با ابعادی که تعداد محدودی دسته بندی دارند بهترین کار را دارند. اگر لازم است تأکید کنید که یک بخش از کل بیش از حد یا کمتر ارائه شده است، pie chart میتواند آن داستان را در دادهها برجسته کند. pie chart برای مقایسه اعداد دقیق به خوبی کار نمیکنند.
زمان و نحوه استفاده از Pie Charts برای Visual Analysis
اگر یک بعد با تنها چند دسته برای مقایسه دارید، pie chart میتواند به نمایش هر مقدار از یک دسته در کل کمک کند. نمودار باید به عنوان مقایسه هر گروه با یکدیگر خوانده شود و یک دسته بندی کامل را تشکیل دهد. «کل» میتواند هر چیزی باشد تا زمانی که بتوان آن دسته را به بخشهای جداگانهای تقسیم کرد که از یکدیگر قابل تشخیص هستند.
بهترین تمرینات نمودار دایره ای:
- هر pie باید به طور مناسب برچسب گذاری شود و تعداد یا درصد مناسب به برش مربوطه متصل شود. برش ها باید بر اساس اندازه مرتب شوند، یا از بزرگ به کوچک یا کوچک به بزرگ تا مقایسه برشها برای کاربر آسان شود.
- استفاده از علامتها و ارجاعات خارجی را محدود کنید زیرا یادآوری ابعاد را دشوارتر میکنند.
- برچسبها باید در صورت امکان به خود برشها چسبانده شوند.
- وقتی نمودار بیش از 5 برش دارد، ممکن است بخواهید نوع نمودار دیگری را در نظر بگیرید، اما اگر میخواهید ادامه دهید، مطمئن شوید که از یک علامت، فهرست یا جدول برای ارائه زمینه اضافی برای خواننده استفاده میکنید.
- هرگز نمایش بصری را پیچیده نکنید.
تجزیه و تحلیل نمودار دایره ای سه بعدی بسیار سختتر است. مبهم کردن نمودار با گرافیک یا آرمهای غیر ضروری میتواند آن را بسیار طاقت فرسا کند.
از نمودار دایره ای استفاده کنید اگر:
- شما یک عدد کلی دارید که می توان آن را به 2-5 دسته تقسیم کرد.
- یک دسته با اختلاف قابل توجهی بر دسته دیگر برتری دارد.
از نمودار دایره ای استفاده نکنید اگر:
- dimension شما دسته بندیهای زیادی دارد.
- درصد/اعداد مشابهی بین مقادیر مختلف در بعد انتخابی وجود دارد.
- داده ها یک “کل” یکنواخت را نشان نمی دهند، یا درصدها تا 100 درصد اندازه گیری نمی شوند.
- مقادیر منفی یا کسرهای پیچیده در مقدار اندازه گیری شما وجود دارد.
اگر مقایسه ای بین چندین دسته وجود دارد، به جای آن یک line chart در نظر بگیرید. نمودارهای خطی نمای کلی آسانی از الگوها و روندهای موجود در مجموعههای متعدد داده و همچنین تأثیری که بر یکدیگر دارند ارائه میدهد.
نمونه های عالی از Pie Charts
این نمودار دایره ای درصد فروش کل در هر بازار منطقه ای را نشان میدهد.
- بیش از پنج برش استفاده نشد.
- بزرگترین برش از بالای دایره شروع میشود.
- برشها با رنگهای متمایز و زنده رنگ میشوند. استفاده از رنگهای مناسب برای کاربران کوررنگ را در نظر بگیرید.
این نمودار دایره ای دادهها را از فروش بازار شرق گرفته و آنها را بر اساس انواع قهوه خریداری شده تقسیم میکند.
- این نمودار دو نقطه داده کاملاً متفاوت را نشان میدهد که به راحتی از یکدیگر متمایز میشوند.
- برش غالب رنگ پررنگی دارد.
- برش کوچکتر رنگی خنثی/ملایم دارد.
نمونه های ناکارآمد Pie Charts و گزینههای جایگزین
مثال ضعیف
جایگزین بهتر
در تلاش برای نمایش انواع قهوه و چای فروخته شده در بازار، شخصی نمودار دایرهای بسیار گیج کنندهای ایجاد کرد.
- تعداد زیادی برش نمودار را به هم ریخته است.
- برشها مقادیر مشابهی را نشان میدهند. برچسبها با برشها همخوانی ندارند.
- از همان رنگ دو بار استفاده شده است.
بهترین راه برای ارائه این نوع دادهها از طریق نمودار میله ای است. نمودارهای میلهای فضای بین دسته ها را فراهم میکند، به طوری که هر نوار به راحتی قابل تشخیص است.
علاوه بر این، هر نوار با یک خط پایه مشترک تراز شده است، برچسبها را میتوان راحت تر خواند، و اندازه نسبی هر نوار را می توان به راحتی توسط بیننده تعیین کرد.
مثال ضعیف
جایگزین بهتر
در تلاش برای نمایش انواع قهوه و چای فروخته شده در بازار، شخصی نمودار دایره ای بسیار گیج کنندهای ایجاد کرد.
دو یا چند نمودار دایره ای نباید برای مقایسه در کنار هم قرار گیرند. بازارهای متعدد درصدهای متفاوتی را برای انواع محصولات فروخته شده نشان می دهند.
- ارتباط بین بازارها مشخص نیست.
- یک نمودار دایره ای سه برش را ارائه می دهد، در حالی که بقیه چهار برش را ارائه می دهند
در عوض، نمودار میلهای انباشته کمک بصری بهتری برای مقایسه چندین دسته در یک بعد میسازد.
نمودارهای میله ای انباشته نیز می توانند بخش هایی از یک کل را از طریق درصد نمایش دهند. وقتی اجزای کل برابر با 100 درصد کل باشد، کاربران بهتر می توانند مقایسه بین دسته ها را درک کنند.
ملاحظات بیشتر و مطالب تکمیلی
Bar charts و stacked bar charts میتوانند جایگزینهای بالقوه خوبی برای pie chart باشند. آنها میتوانند اندازه نسبی و اهمیت مقادیر measure را که بر اساس دسته بندیهای یک dimension انتخاب شده تجزیه می شوند، بهتر نشان دهند. آنها همچنین برای نشان دادن دستههای بیشتر در یک زمان نسبت به نمودار دایره ای مجهزتر هستند.
۲. Bar Chart
Bar charts به ما امکان میدهند مقادیر عددی مانند اعداد صحیح و درصد را با هم مقایسه کنیم. آنها از طول هر نوار برای نشان دادن مقدار هر متغیر استفاده میکنند. به عنوان مثال، bar chart تغییرات در دستهها یا زیرمجموعهها را نشان میدهند که عرض یا ارتفاع را در میان میلههای ساده، فاصله دار یا مستطیل مقیاس میدهند.
اولین نسخه Bar charts در کتاب قرن چهاردهمی توسط ریاضیدان نیکول اورسمه یافت شد. Bar charts او سرعت یک جسم دائما در حال شتاب را در برابر زمان ترسیم می کند. هر نوار دارای عرض مساوی بود، در حالی که ارتفاع میله تغییر سرعت را در طول زمان نشان میداد. بعدها، در دهه 1780، مهندس اسکاتلندی ویلیام پلیفیر از نمودارهای نواری برای به تصویر کشیدن واردات و صادرات در اسکاتلند استفاده کرد.
چگونه Bar Charts را بخوانیم؟
bar chart میتوانند معیارهای کمی را به صورت عمودی، در محور y، یا به صورت افقی، در محور x نشان دهند. سبک به دادهها و سؤالاتی که تجسم به آنها میپردازد بستگی دارد. بعد کیفی در امتداد محور مخالف اندازه گیری کمی خواهد رفت. bar chart معمولاً دارای خط پایه صفر هستند. اگر از نقطه شروع دیگری استفاده میشود، محور باید به وضوح برچسب گذاری شود تا بیننده را گمراه نکند.
بسیاری از تغییرات دیگر bar chart وجود دارد. Stacked bar charts, side-by-side bar charts, clustered bar charts, و diverging bar charts. برچسبها و علایم به بیننده کمک میکنند تا جزئیات موجود در این نمودارها را تعیین کند.
bar charts از چه نوع analysis پشتیبانی میکند؟
Bar charts مقایسه مقادیر مختلف را در زیر مجموعهها نشان میدهد. به عنوان مثال، Bar charts میتواند نشان دهد که یک کسب و کار کوچک چقدر پول خرج می کند. آنها همچنین میتوانند نشان دهند که هر بخش چند کالای مختلف را در یک فروشگاه در یک بازه زمانی ثابت فروخته است.
Bar charts همچنین میتوانند اثربخشی استراتژیها یا روشهای مختلف برای رسیدن به یک هدف را نشان دهند. اگر یک نما را برای نمایش چهار یا پنج استراتژی یا روش مختلف اعمال شده در زیر شاخههای مشابه تقسیم کنید، میتوانید نتایج را برای هر روش مقایسه کنید. این رویکرد میتواند برای فروش، سبد سهام، بودجه بندی یا مطالعات پزشکی اعمال شود.
stacked bar chart میتواند جزئیات بیشتری را در اندازه گیری کلی نشان دهد. به عنوان مثال یک فروشگاه لوازم اداری را در نظر بگیرید. بلوک های رنگی مختلف در یک نوار که درآمد را نشان میدهد می تواند انواع فرصتهای فروش را نشان دهد. یک بلوک قرمز ممکن است نشان دهنده سهم مبلمان اداری باشد در حالی که یک بلوک زرد ممکن است نشان دهنده لوازم رایانه باشد.
Bar charts همچنین میتوانند measuresها را در یک مدت زمان مشخص (گسسته) نشان دهند، در حالی که سایر انواع نمودار می توانند مدت زمان پیوسته را نشان دهند.
زمان و نحوه استفاده از Bar Charts برای Visual Analysis
Bar charts همه کاره هستند و میتوانند به بسیاری از سوالات در تحلیل بصری پاسخ دهند. آنها میتوانند بزرگترین یا کوچکترین عدد را در مجموعه ای از دادهها برجسته کنند یا روابط بین مقادیر را نشان دهند.
یک نمودار میله ای خوب از این قوانین پیروی می کند:
- پایه از صفر شروع میشود.
- محورها به وضوح برچسب گذاری شدهاند.
- رنگها ثابت و مشخص هستند.
- نمودار میلهای میلههای زیادی را نمایش نمیدهد.
هنگام ایجاد نمودار میله ای، این کار را نکنید:
- هر نوار را با عرض متفاوت بسازید.
- میله های زیادی را در زیر مجموعه ها بچسبانید.
- محورها را بدون برچسب رها کنید.
نمونه های عالی از Bar Charts
این نمودار میلهای تعداد وام های دریافتی در هر بخش از کسب و کار را اندازه گیری میکند.
- تک رنگ استفاده میشود.
- داده ها از بالاترین به پایینترین مرتب شدهاند.
- برچسبها قابل خواندن هستند.
- محور از صفر شروع می شود.
این نمودار میله ای، نمودار ستونی کنار هم نامیده می شود.
- مجموعه دادههای غالب را با رنگ تیره و مجموعه دیگر را با رنگ خنثی برجسته می کند.
- مرتب شده از اولین تا آخرین سال
- dimensions خیلی زیادی در مقایسه نیست
نمونه های ناکارآمد Bar Charts و گزینههای جایگزین
مثال ضعیف
جایگزین بهتر
این نمودار میله ای خواننده را گیج می کند زیرا محور آن از صفر شروع نمی شود و میلهها مرتب نشده اند. به دلیل موقعیت شروع محور عمودی، کاربران به راحتی می توانند گمراه شوند.
اطمینان از اینکه محور از صفر شروع میشود، با شروع از یک خط پایه قابل درک جهانی، از سردرگمی جلوگیری میکند و میلههای مرتبشده شناسایی رتبه در زیرمجموعهها را آسان میکند.
مثال ضعیف
جایگزین بهتر
این نمودار نسخه بدی از نمودار ستونی کنار هم است.
- مقایسه مناطق سال به سال دشوار است.
- برچسبها به صورت عمودی چرخانده شده اند که خواندن آن را سخت میکند.
یک جایگزین بهتر، نمودار میلهای انباشته است که نسبتی نزدیک به نمودار میله ای کنار هم دارد.
- مشاهده کل در هر منطقه امکان پذیر است.
- رنگ متمایز در هر منطقه استفاده می شود.
- هر نوار به وضوح برچسب گذاری شده است و به راحتی قابل خواندن است.
3. Line Chart
Line Chart که به آن line graph یا line plot نیز گفته میشود، مجموعه ای از نقاط داده را با استفاده از یک خط به هم متصل میکند. این نوع نمودار مقادیر متوالی را برای کمک به شناسایی روندها ارائه میدهد. بیشتر اوقات، محور x (محور افقی) نشان دهنده یک پیشرفت متوالی مقادیر است. سپس محور y (محور عمودی) مقادیر یک متریک انتخاب شده را در آن پیشرفت به شما میگوید. این یک نمودار معمولی است و برای استفاده زمانی که میخواهید دادهها را در طول زمان نشان دهید عالی است. یک مورد استفاده می تواند ردیابی علاقه مصرف کنندگان به یک نوع محصول یا خدمات در طول سال برای پیش بینی سال آینده باشد.
چگونه Line Chart را بخوانیم؟
برای اکثر نمودارهای خطی، محور افقی نمایانگر بعد زمان است، در حالی که محور عمودی نشان دهنده یک مقدار کمی است (مثلاً پول، تعداد افراد، درصد تغییر و غیره). نمودار باید دارای هر محور، یا خطوط افقی و عمودی که نمودار را قاب میکنند، دارای برچسب باشد. نمودارهای خطی می توانند هر دو خط منفرد یا چند خط را در نمودار نشان دهند. استفاده از یک خط یا چندین خط بستگی به نوع تحلیلی دارد که نمودار باید پشتیبانی کند. نمودار خطی با خطوط زیاد امکان مقایسه بین دستهها را در فیلد انتخابی فراهم میکند.
با یک خط واحد، شکل و جهت خط ابزاری را برای شناسایی تغییرات و روندها در داده ها فراهم می کند. خطی که با حرکت از سمت چپ به سمت راست نمودار در ارتفاع افزایش می یابد، روند افزایشی را نشان می دهد. برعکس، یک خط در حال کاهش در ارتفاع، نشان می دهد که خط روند نزولی دارد.
بسیاری از خطوط امکان مقایسه بین اعضای مختلف در یک فیلد و همچنین محل تلاقی خطوط را فراهم می کنند. هنگامی که یک فیلد دارای چندین عضو است، اغلب از رنگ های مختلف استفاده می شود تا تشخیص بین اعضا در نمودار امکان پذیر باشد. همچنین مهم است که به یاد داشته باشید که نمودارهایی با خطوط کمتر خوانده می شوند. بنابراین، هنگام انتخاب نوع نموداری که دادههای شما را به بهترین شکل نشان میدهد، متفکر باشید. دسته بندی های زیاد، نمودار خطی را به هم می ریزد و درک آن را سخت تر می کند.
Line Charts از چه نوع analysis پشتیبانی می کند؟
نمودار خطی از رفتار نظارتی در مجموعه ای از داده ها پشتیبانی می کند. این نمودارها بیشتر از ردیابی تغییرات در طول زمان مفید هستند. آنها همچنین به برجسته کردن تفاوت ها و همبستگی ها در داده های شما کمک می کنند. علاوه بر این، یک نمودار خطی می تواند به بیننده کمک کند تا در مورد آنچه ممکن است اتفاق بیفتد پیش بینی کند. نمودار خطی ردیابی فصلی بودن در بازار املاک و مستغلات ایالات متحده را در نظر بگیرید. یک خواننده می تواند از این اطلاعات برای بررسی جنبه های مختلف در آماده سازی برای خرید خانه استفاده کند. آنها می توانند سعی کنند بهترین زمان را برای خرید یا فروش خانه پیدا کنند یا اینکه رکود اقتصادی چگونه می تواند بر دسترسی به مسکن تأثیر بگذارد.
به عنوان مثال دیگر بازار سهام را در نظر بگیرید. آنها اغلب از نمودارهای خطی برای حمایت از تصمیمات خرید و فروش استفاده می کنند. نمودارهای خطی می توانند تغییر در مقادیر یک سهم خاص را در بازه های زمانی مختلف، از سالانه تا دقیقه به دقیقه، نشان دهند. اگرچه بازار تا حدودی غیرقابل پیش بینی است، کارگزاران می توانند از نمودارهای خطی برای کمک به تصمیم گیری استفاده کنند. آنها می توانند ببینند که آیا یک سهم احتمالاً به روند صعودی یا نزولی ادامه می دهد. توانایی آنها برای پیشبینی آنچه رخ خواهد داد، تا حدی با توانایی انسان در استنتاج جهتگیری از خطوط در نمودار کمک میکند. این باعث می شود این نوع نمودار ابزاری قدرتمند برای شناسایی الگوها و روندها باشد.
زمان و نحوه استفاده از Line Charts برای Visual Analysis
دادههایی که در یک پیشرفت مداوم اندازه گیری میشوند در قالب نمودار خطی به خوبی کار میکنند. اگر سازمان شما میخواهد رفتار دادهها را در یک دوره معین ردیابی کند، نمودارهای خطی میتواند کمک بزرگی باشد. مخاطبان شما تغییراتی را در دادهها مشاهده خواهند کرد که با خطی که هر نقطه داده را در طول زمان تغییر میدهد، ترسیم میشود.
خط افقی باید روی اندازه گیری با فواصل منظم متمرکز شود. معمولاً، خط افقی مدت زمان را مشخص میکند، اما میتواند روی شکل دیگری از اندازهگیری نیز تمرکز کند، تا زمانی که الزامات را برآورده کند (مثلاً تکرار یک آزمایش، زمین در یک بازی بیسبال، و غیره). از رنگ برای شناسایی انحراف از میانگین یا هدف هدف یا برای تعریف اعضای فردی در یک دسته اندازهگیری شده استفاده کنید. اگر مقادیر پرت در مجموعه داده های خود دارید، استفاده از رنگ می تواند راه خوبی برای برجسته کردن آنها باشد. علاوه بر این، نمودارهای خطی به خط مبنا صفر نیاز ندارند. این بدان معناست که بسته به آنچه که سازنده نمودار معتقد است بهترین داستان را در داده ها بیان می کند، می تواند شامل یا حذف شود. هدف یک نمودار خطی مؤثر تأکید بر تغییرات و جهت در دادههای شما است، نه نمایش اندازه خود مقادیر. اگر خطوط یا رنگ های زیادی در نمودار وجود داشته باشد، تجسم گیج کننده و خواندن آن دشوار می شود.
هنگامی که تصمیم می گیرید از چه نوع نموداری استفاده کنید، به یاد داشته باشید که نمودارهای خطی می توانند به کاربران در پاسخ به سؤالاتی مانند موارد زیر کمک کنند:
- چه الگوهایی در طول زمان در داده ها ظاهر می شوند؟
- آیا داده ها روند صعودی دارند یا نزولی؟
- آیا یک دسته بهتر از سایر مجموعه های داده عمل می کند؟
- آیا احتمال دارد به هدف سه ماهه خود برسیم؟
نمونه های عالی از Line Charts
این نمودار خطی به دنبال تعداد وام گیرندگانی است که هر ماه در طول چندین سال اندازه گیری می شوند.
- محور x نشان دهنده فیلد تاریخ است.
- محور y نشان دهنده میدان کمی است.
- اولین و آخرین نقطه برای متن برچسب گذاری شده اند.
- برچسبهایی برای هر نقطه داده نمایش داده نمیشود تا به هم ریختگی کاهش یابد.
- خطوط شبکه محور و نور برای بیننده قابل مشاهده هستند تا به شناسایی مکان نقاط داده کمک کنند
این نمودار خطی که به عنوان نمودار خطی دسته بندی شناخته می شود، تعداد وام گیرندگان را به جنسیت تقسیم می کند، بنابراین دو خط در طول چندین سال نمایش داده می شود.
- از یک رنگ قوی برای برجسته کردن خط برای دسته ای که روی آن تمرکز شده است استفاده می کند.
- برای خط دوم از رنگ خنثی استفاده می کند.
- رنگ برچسب برای سهولت شناسایی با خطوط مطابقت دارد.
- نمودار پر از برچسب نیست.
نمونه های ناکارآمد Line Charts و گزینههای جایگزین
مثال ضعیف
جایگزین بهتر
این نمودار خطی به تعداد وام گیرندگان به تفکیک بخش در طول چندین سال نگاه می کند. در نگاه اول، بینندگان احتمالاً با خطوط زیاد و رنگهای مشابه گیج خواهند شد.
- این نمودار دارای خطوط بسیار زیادی است.
- خطوط و رنگ ها آنقدر شبیه به هم هستند که بیننده آن را تشخیص نمی دهد.
راه بهتر برای کاوش این داده ها این است که یک دسته را برجسته کنید و روی بقیه تأکید نکنید تا خواننده بتواند یک روند را با همه موارد دیگر مقایسه کند.
- این نمودار از رنگ برای تشخیص دسته مورد علاقه استفاده می کند.
- نیازی به افسانه ندارد و مصرف آن را آسان تر می کند.
- می توان آن را با تعامل جفت کرد تا به کاربر اجازه دهد دسته های مختلف را برجسته کند.
مثال ضعیف
جایگزین بهتر
این نمودار خطی تعداد وام گیرندگان را به تفکیک جنسیت و بخش نشان می دهد. مقولهها هیچ ارتباطی با یکدیگر ندارند و محور افقی روی اندازهگیری تمرکز نمیکند که به طور منظم اتفاق میافتد، مانند زمان که در بهترین حالت نمودار را گمراهکننده میکند.
جایگزینی این نمودار خطی با نمودار میله ای انباشته برای این نوع داده ها مناسب تر است. استفاده از یک نوار برای هر بخش با هر جنسیت که با یک رنگ مشخص در هر نوار نشان داده می شود، اندازه گیری تعداد وام گیرندگان را بسیار آسان تر می کند و احتمال اطلاعات نادرست را از بین می برد.
